نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 توسط elham
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟![]()
نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ؟![]()
ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد![]()
به دست كودكي گستاخ و بازيگوش![]()
و او يك روز پي در پي دم گرم خويش را در گلويم سخت بفشارد![]()
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ![]()
و بدين سان بشكند در من![]()
سکوت مرگبارم را![]()

