دوباره سلام
خیلی ناراحتم می خوام داد بزنم
اه چقد خنگید شروع مدارس رو می گم دیگه
وقتی به این فکر می کنم که
مسافرت ها و تعطیلات تموم شدن 
و همچنین مهمونی ها
و همچنین دیگه نمی تونم تا دیر وقت پای کامپیوتر بشینم
و دیگه نمی تونم نصف شبا تلوزیون نگاه کنم
(و نمی تونم فیلمای ....
) ببینم
و شیطونی کنم
یا با موسیقی حال کنم
یا مثلا کنجکاوی کنم و چیزای تازه کشف کنم
یا کلی کیف کنم
و............
می خوام گریه کنم
وقتی به روز هایی فکر می کنم که........
باید شباش چقد زور می زدم که خوابم بره
و روز هایی که با۱۰۰۰ تا بدبختی اینجوری
بیدار می شدم
یا وقتهایی که برای یک امتحان انقدر خرخونی یا گاو خونی می کردم
که این جوری
یا شاید حتی این جوری می شدم
و یا این که درس می خوندم ولی موقع درس پس دادن که می شد
هیچی بلد نبودم
و با یه صفر کله گنده راهی نیمکت می شدم
و روز هایی که معلم کتابمو بر می داشت ومی دید یه عنکبوت داره لاش تار می تنه 
و وقتایی که می خواستم نمره امتحانمو به مامان و بابام نشون بدم
یا روز هایی که برای مدرسه نرفتن خودمو به مریضی می زدم و زیر لحاف قایم می شدم 
و روز هایی که دلم می خواست از مدرسه فرار کنم 
و روز هایی که برای خود شیرینی به دفتر می رفتم و
کارنامه های درخشان را روی میز مدیر می دیدم و
هنگامی که می خواستم در برم مدیر رو پشت در می دیدم
و روز هایی که واسه امتحانات آخر سال تا صبح بیدار می موندم و
و روز هایی که با معلما سر نمره دعوا می کردم 
و معلما بزرگی می کردن و ۰.۲۵ به نمرم اضافه می کردن و ما راضی می شدیم
یا اینکه چقدر باید زبل می بودم تا می تونستم از دست مدیرمون فرار کنم
یا روز هایی که به دفتر احضار می شدم و معلما رو مثل آدم خورا کنار هم می دیدم
.
.
.
.
.
خلاصه دعا کنید واسم که سال خوبی داشته باشم ومهمتر اینکه دبیرستان تیزهوشان قبول شم
بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
راستی اگه نظر ندیدا فکر می کنم دنیای قشنگم براتون زشت شده و مجبور میشم حذفش کنم
پس خواهش می کنم نظر بدید