تبليغاتX
دنیای قشنگ الهام

دنیای قشنگ الهام

آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد،ترسی ندارند. از گاو که گنده‌ تر

کرگدن ها هم عاشق می شوند

 

کرگدن ها هم عاشق می شوند

نویسنده : N.S.B

 

کرگردن گفت : نه امکانه ندارد ، کرگدن ها نمی توانند با کسی دوست شوند.

دم جنبانک گفت : اما پشت تو می خارد ، لای چینهای پوستت پر از حشره های ریز است یکی باید پشت تو را بخاراند . یکی باید حشره های تو رو بردارد .

کرگدن گفت :اما من نمی توانم با کسی دوست شوم پوست من خیلی کلفت است همه به من می گویند پوست کلفت ...

دم جنبانک گفت : اما دوست عزیز دوست داشتن به قلب مربوط میشود نه ، به پوست.

کرگدن گفت : من که قلب ندارم من فقط پوست دارم .

دم جنبانک گفت : این امکان ندارد همه قلب دارند .

کرگدن گفت : کو ، کجاست ؟ من که قلب خودم را نمی بینم .

دم جنبانک گفت : خوب چون از قلبت استفاده نمی کنی قلبت را نمی بینی ، ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یه قلب نازک داری .

کرگدن گفت : نه من قلب نازک ندارم ، من حتما یه قلب کلفت دارم .

دم جنبانک گفت : نه تو حتما یه قلب نازک داری چون بجای اینکه دم جنبانک را بترسانی بجای اینکه لگدش کنی بجای اینکه دهن گشاد و گنده ات را باز کنی و آن را بخوری داری با آن حرف می زنی .

کرگدن گفت : خوب این یعنی چی ؟

دم جنبانک گفت : وقتی یه کرگدن پوست کلفت یک قلب نازک دارد یعنی چی ؟ یعنی اینکه می تواند دوست داشته باشد یعنی می تواند عاشق شود .

کرگدن گفت : اینها که میگی یعنی چی؟

دم جنبانک گفت : یعنی .... بزار روی پوست کلفت و قشنگت بنشینم ..... بگذار...

کرگدن چیزی نگفت یعنی داشت دنبال یه جمله مناسب می گشت . فکر کرد بهتر است همان جمله اولش را بگوید .

اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتت را می خاراند . داشت حشره های ریز لای چین پوستش را بر می داشت .

کرگدن احساس کرد چقدر خوشش می آید ... اما نمی دانست از چی خوشش می آید !

*کرگدن گفت : اسم این دوست داشتن است ؟ اسم اینکه من دلم می خواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری ؟

دم جنبانک گفت : نه اسم این نیاز است من دارم به تو کمک می کنم و تو از اینکه نیازت بر طرف می شود احساس خوبی داری یعنی احساس رضایت میکنی اما دوست داشتن از این مهمتر است *

کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه می گوید .

روزها گذشت روزها ، هفته ها ، و ماه ها و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کرگدن می نشست هر روز پشتش را می خاراند و حشره های کوچک و مزاحم را از لای پوستش کلفتش بر می داشت و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت .

یک روز کرگدن به دم جنبانک گفت :به نظر تو این موضوع که کرگدنی از اینکه دم جنبانکی پشتش را می خاراند و حشره های مزاحمش را می خورد احساس خوبی دارد برای یک کرگدن کافی است ؟

دم جنبانک گفت : نه کافی نیست .

کرگدن گفت : درست است کافی نیست . چون من حس میکنم چیزهای دیگری هم دوست دارم راستش من بیشتر دوست دارم تو را تماشا کنم ....

دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد چرخی زد و آواز خواند جلوی چشمهای کرگدن ، کرگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشا کرد ...... اما سیر نشد .

کرگدن می خواست همین طور تماشا کند . کرگدن با خودش فکر کرد این صحنه قشنگترین صحنه دنیاست و این دم جنبانک قشنگترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخترین کرگدن توی دنیا . وقتی که کرگدن به اینجا رسید احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد !

کرگدن ترسید و گفت : دم جنبانک ، دم جنبانک عزیزم من قلبم را دیدم همان قلب نازکم را که می گفتی ! اما قلبم از چشمم افتاد حالا چه کنم ؟

دم جنبانک برگشت و اشک های کرگدن را دید . آمد و روی سر او نشست و گفت : غصه نخور دوست عزیز ، تو یک عالم از این قلبهای نازک داری .

کرگدن گفت : راستی اینکه کرگدن دوست دارد دم جنبانکی را تماشا کند و ، وقتی تماشایش می کند قلبش از چشمش می افتد یعنی چی ؟

دم جنبانک چرخی زد و گفت : یعنی اینکه کرگردن ها هم عاشق می شوند !

کرگدن گفت عاشق یعنی چی ؟

دم جنبانک گفت : یعنی کسی که قلبش از چشمهایش می چکند .

کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهمید ، اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند ، باز پرواز کند ، و باز او تماشایش کند و باز قلبش از چشمهایش بیفتند .

کرگدن فکر کرد اگر قلبش همین طور از چشمهایش بریزد یک روز حتما قلبش تمام می شود .

آن وقت لبخند زد و با خودش گفت : من که اصلا قلب نداشتم حالا که دم جنبانک به من قلب داد چه عیبی دارد ؟ بگذار تمام قلبم را برای او از چشمهایم بریزم ....

لطفا نظر خود را بنویسید

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 |

تو را دوست می دارم

   

 

 تورا دوست می دارم 

تورا دوست میدارم

 تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

 برای عطر گستره ی بیکران و برای عطر نان گرم

 برای برفی که آب میشود

 برای نخستین گل

 تورا برای دوست داشتن دوست میدارم

 جز تو چه کسی میتواند مرا منعکس کند؟

 من خود خویشتن را بس اندک میبینم

 بی تو جز گستره ای بیکران نمیبینم

 میان گذشته و امروز

 از جدار آینه ی خویش گذشتن نتوانستم

 باید زندگی را لغت به لغت فرا گیرم

 راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش میبرند

 تورا دوست میدارم

 برای فرزانگیت که از آن من نیست

 تو را برای سلامت

 به رغم همه آنچیزهایی که بجز وهمی نیست دوست میدارم

 برای این قلب جاودانه که بازش نمی دارم

 تو می اندیشی که شکی

 حال آنکه جز دلیلی نیستی

 تو همان آفتاب بزرگی که از سر من بالا می رود

 بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم

 تورا دوست میدارم

 تورا به جای تمام کسانی که دوست نمی داشتم دوست میدارم...

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 |

                                          

شنبه نوزدهم مرداد 1387 |

خدایا کمکم کن

تا حالا شده دلتون بخواد بدون هیچ زحمتی به خواستتون برسید؟

حالا من یه آرزو دارم اونم اینه که تو آزمون تیزهوشان سال ۸۸-۸۷قبول شم فقط حوصله درس خوندن ندارم.

ازتون خواهش می کنم دعا کنید من قبول شم.

چون اگه قبول نشم ................. و

البته منظورم تیز هوشان سال دیگس.

شنبه نوزدهم مرداد 1387 |

سلامممممممممممممممممممممم

به جشن شبانه من خوش اومدید.

بهتون خوش بگذره

سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 |

        می دونید داشتم به چی فکر می کردم؟

    داشتم به این فکر می کردم که امروز باید یه جشن گرفت یه جشن درست حسابی .

 

                                       www.taranome-ashk.blogfa.com

 

آخه امروز تولد یه نفره

تولد یه نفر مهم

یه نفر که همه دوسش دارن

یه نفر که هیچ کس نمی تونه اظهار کنه دوسش نداره

          امروز تولد امام حسینه     

   

         تولد تولد تولد  تولد تولد تولد  تولد تولد تولد

                                  مبارک

 

               

 

       

 

 

سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 |
elham

ای انسان!

اگر نمی توانی اقیانوس باشی ،دریا باش ،اگرنه رو دخانه باش و اگر نمی توانی رودخانه باشی نهری کوچک

باش،اما هیچ گاه مرداب نباش.

نهری باش جاری.زلال و مهربان و با جوشش زیبایت زندگی را به همه هدیه کن چون وقتی حرکت می کنی هم

زنده ای و هم به دیگران زندگی می دهی ؛سبزه های کنار نحر را دیده ای چه زیبا چشم را نوازش می دهند و

ماوای پروانه های لطیف و زیبا هستند ؟! این ها به خاطر سخاوت و مهربانی نهر کوچک اما جاری است پس تو

هم با الهام از این رود کوچک جاری شو و بدان خدا در همه حال با توست...

موفق باش و جاری.


inspiration.lillie@yahoo.com

پيوندهاي روزانه

وقتی همه با هم فرق می کنید

بزرگترین وبلاگ تفریحی و سرگرمی

کد آهنگ. کد جاوا.دانلود آهنگ.واوان بکس

bo0mix علی شیطون

آنتی محمود

دو اصلاح طلب نوجوان

داره از ابر سیاه خون می چکه

دریچه حقیقت سبز

ایوار(ققنوس)

شاعر حسرت

سر به دار می دهیم اما تن به ذلت نمی دهیم

دخترک بارونی

ღ♥ღ*••* آرمیتـــــــــــا*••*ღ♥ღ

آرزو

پسری تنها

عاشقانه ها (مهسا)

زیر باران

سایتی برای دانلود بازی ها و آهنگ های روز

عشق بی پایان

دختر ایرونی

مطالب اخير

13 آبان سبز به دستان کودتاگران به خون کشیده شد ....

لحظاتی با دکتر شریعتی...

خودت بخون می فهمی!

آرشيو مطالب

هفته دوم آبان 1388

هفته چهارم مهر 1388

هفته اوّل مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم شهریور 1388

هفته دوم شهریور 1388

هفته اوّل شهریور 1388

هفته چهارم مرداد 1388

هفته سوم مرداد 1388

هفته دوم مرداد 1388

هفته اوّل مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته سوم تیر 1388

هفته چهارم خرداد 1388

هفته اوّل فروردین 1388

هفته دوم دی 1387

هفته اوّل دی 1387

هفته سوم مهر 1387

هفته چهارم شهریور 1387

هفته دوم شهریور 1387

هفته اوّل شهریور 1387

هفته چهارم مرداد 1387

هفته سوم مرداد 1387

هفته دوم مرداد 1387

هفته اوّل مرداد 1387

هفته چهارم تیر 1387

هفته سوم تیر 1387

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل

پيوند ها

گفتگوی آزاد دختر پسرا

نایت اسکین(خدمات وبلاگ نویسی)

بهار20 (خدمات وبلاگ نویسی)

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

example:


کد آهنگ ميخواي !؟


منبع کدهای وبلاگ

Design By ParsTheme